تریکوتیلومانیا: پژوهش نو شرح می دهد چرا افراد وسواس کندن موی خود را دارند
به گزارش مجله سفر به کانادا، اختلال کندن مو یا تریکوتیلومانیا (Trichotillomania) یک رفتار تکراری است که در آن فرد اصرار و وسواس شدیدی برای کندن موهای سر، ابرو، مژه یا دیگر نقاط بدن خود احساس می نماید. این رفتار که فراتر از یک عادت ساده است، اغلب با ریزش شدید مو و آسیب های روانی یا اجتماعی جدی همراه می گردد. بر اساس آمارهای موجود، این اختلال حدود 1 تا 2 درصد از جمعیت ایالات متحده را درگیر نموده است، هر دو جنس را به یک میزان تحت تاثیر قرار می دهد و معمولا در کنار سایر چالش های سلامت روان مانند اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، وسواس فکری عملی (OCD) و بیش فعالی (ADHD) دیده می گردد.
ریشه های تاریخی این وسواس عجیب در طب باستان
این تمایل شدید برای آسیب رساندن به موها موضوع تازهی در تاریخ پزشکی نیست و ردپای آن را می توان در قدیمی ترین متون مکتوب بشر پیدا کرد. اولین اشاره های مکتوب به این شرایط در کتاب اپیدمی ها اثر بقراط (Hippocrates) در سال 410 پیش از میلاد مسیح دیده می گردد. بعلاوه در حدود سال 350 پیش از میلاد، ارسطو (Aristotle) در کتاب اخلاق نیکوماخوس (Nicomachean Ethics) هنگام آنالیز رذایل اخلاقی و رفتارهای وسواسی، به عادت کندن موها یا جویدن ناخن ها اشاره نمود که نشان می دهد انسان ها در دوران باستان نیز با این چالش های رفتاری دست به گریبان بوده اند.
به چالش کشیدن نظریه سنتی تنظیم هیجان
یکی از فرضیه های رایج برای توجیه بروز اختلال کندن مو این است که افراد از این کار به عنوان ابزاری برای تنظیم هیجانات خود استفاده می نمایند. طبق این فرضیه، کندن موها به فرد یاری می نماید تا با احساسات ناخوشایندی مانند تنش، خشم یا ناکامی مقابله کند و پس از انجام آن، احساس راحتی و آرامش موقتی به دست آورد. با این حال، پژوهش های پیشین شواهد متناقضی را در حمایت از این فرضیه ارائه داده اند، زیرا در بسیاری از مواقع، کندن مو زمانی رخ می دهد که فرد حواس پرت است یا حتی تمرکزی روی کار خود ندارد و بدون آگاهی دست به انجام این کار می زند.
ارزیابی لحظه ای رفتار بیماران در زندگی واقعی
پژوهشگران بیمارستان دانشگاه هایدلبرگ (Heidelberg University Hospital) آلمان برای درک دقیق تر آنچه در لحظه برای این افراد رخ می دهد، 61 فرد بزرگسال مبتلا به این عارضه را به مدت 10 روز متوالی تحت نظر گرفتند. در این تحقیق تازه که در نشریه روانپزشکی جامع (Comprehensive Psychiatry) منتشر شده، محققان به جای استفاده از روش های سنتی مانند یادداشت نویسی شبانه که به حافظه متکی است، از روش ارزیابی لحظه ای اکولوژیک (Ecological Momentary Assessment) استفاده کردند تا احساسات و رفتارهای شرکت نمایندگان را دقیقاً در همان لحظه وقوع ثبت نمایند.
نتایج شگفت انگیز آنالیز رفتارهای ثبت شده
شرکت نمایندگان روزانه 7 بار بین ساعت 8 صبح تا 10 شب پیغام هایی دریافت می کردند تا شرایط عاطفی، اندازه شدت میل به کندن مو و وقوع یا عدم وقوع آن را گزارش نمایند. این فرآیند منجر به ثبت 2557 ارزیابی لحظه ای و 702 اپیزود کندن مو شد. نتایج نشان داد زمانی که افراد میل شدیدی را گزارش می کردند، احتمال وقوع رفتار در همان لحظه یا در ارزیابی بعدی به شکل چشمگیری افزایش می یافت. با این حال، حالت های عاطفی منفی مانند غم، خشم و اضطراب پیش بینی نماینده ضعیف تری نسبت به خودِ میل درونی بودند.
نقش کلیدی خستگی و کسالت در تحریک رفتار
در میان تمام متغیرها، خستگی و کسالت یا همان حس بی حوصلگی بیشترین نقش را در پیش بینی آغاز مجدد این رفتار داشتند. احساس بی حوصلگی هم میل به کندن را افزایش می داد و هم مستقیماً منجر به آغاز فرآیند کندن مو در همان لحظه می شد. خستگی مفرط نیز اگرچه مستقیماً با خود عمل فیزیکی رابطه نداشت، اما شدت میل را به شدت بالا می برد. این یافته ها تایید می نمایند که مدل های متمرکز بر تنظیم هیجان کافی نیستند و حالات کم انرژی بدن می توانند فرد را در برابر میل به این کار آسیب پذیرتر نمایند.
ریشه های عصب شناختی رفتارهای تکراری بدن محور
از نگاه عصب شناسی، مغز انسان همیشه در پی حفظ سطح بهینه ای از برانگیختگی و تحریک حسی است تا عملکرد خود را حفظ کند. هنگامی که فرد دچار کسالت یا محرومیت حسی می گردد، سیستم عصبی برای جبران این کاهش انرژی و تحریک مغز، به رفتارهای خودتحریکی نظیر کندن مو یا ناخن جویدن روی می آورد. در واقع، این حرکات تکراری به عنوان یک محرک حسی مکانیکی عمل می نمایند تا مغز را از شرایط سکون و بی حوصلگی خارج نمایند و سطح هوشیاری را به محدوده پایدار بازگردانند.
راهکارهای نوین درمانی مبتنی بر آگاهی حسی
شناخت مکانیسم تحریک حسی در اختلال کندن مو مسیرهای درمانی تازهی را فراتر از درمان های سنتی کاهش استرس پیش روی روان درمانگران قرار می دهد. درمان مبتنی بر معکوس سازی عادت (Habit Reversal Training) به بیماران آموزش می دهد تا محرک های محیطی و حسی مانند خستگی را شناسایی نموده و در لحظه هجوم میل، یک رفتار جایگزین فیزیکیِ غیرمخرب مانند کار با توپ های ضد استرس را جایگزین نمایند. تمرکز بر مدیریت زمان های خالی روزانه و پیشگیری از بروز خستگی مفرط نقشی کلیدی در کنترل این اختلال ایفا می نماید.
منبع
پیشنهاد اختصاصی سردبیر (علیرضا مجیدی)
این مقاله مجذوب کننده و جالب بود؟! پس برای خواندن این نوشته های مرتبط کلیک کنید:
- گارمین با معرفی ساعت هوشمند فنیکس 9، نمایشگر روشن تر و ناوبری روان تر را هدیه می دهد
- آشنایی با اورکسین؛ ماده شیمیایی مغز که مسئول حفظ انگیزه است
- لابیاپلاستی؛ چگونه با آگاهی درباره انجام این جراحی تصمیم بگیریم؟
- افرادی که این ویژگی شخصیتی را دارند، از دید بقیه مجذوب کننده تر هستند
- مدت زمان لازم برای عضله سازی محسوس و تغییرات واقعی بدن
- فابینگ چیست و چرا گوشی های هوشمند در حال نابودی صمیمیت روابط ما هستند؟